السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
564
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
اين گونه زكريا به شهادت رسيد و خداوند به فرشتگانش فرمان داد كه پيكر زكريا را غسل دهند و سه روز بر او نماز گزارند و آنگاه او را به خاك سپارند و اين سنت رواج يافت كه بر پيكر همهء پيامبران سه روز نماز گزارند . « 1 » امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : پس از « دانيال » ، « عزيز » ، رهبرى مردم را بر عهده گرفت . خداوند ، عزيز را صد سال در نهان نگاه داشت و پس آنگاه دوباره او را به ميان مردم بازگرداند . پس از چندى عزيز از دنيا رفت و تا ظهور پيامبر بعد ، مدتى فاصله شد و در اين مدت بنى اسرائيل به سختىهاى بسيارى دچار شدند . پس آنگاه يحيى بن زكريا به دنيا آمد . او هفت سال بيشتر نداشت كه در ميان مردم چنين سخن مىگفت : سختىهاى نيكان به خاطر گناهان مردم است . يحيى مردم را به ظهور عيسى بن مريم مژده مىداد كه پس از بيست سال و اندى ظهور خواهد كرد . « 2 » همچنين امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : در روزگار يحيى ، پادشاهى بود كه با وجود زنان بسيارى كه داشت باز هم ارضا نمىشد . او زنى هرزه را به دربار فرا خواند . به دخترش گفت : خود را بياراى و هنگام كامجويى با پادشاه از او بخواه كه يحيى بن زكريا را بكشد . پادشاه خواستهء آن زن را انجام داد و دستور داد كه تشتى آوردند و سر يحيى را در آن تشت بريدند . از شاهرگ يحيى چنان خون مىپاشيد كه هرچه خاك بر روى آن مىريختند خون فرو نمىنشست . خون سر يحيى پيوسته فوران مىكرد تا اينكه بخت نصر بر بنى اسرائيل حمله كرد و هفتاد هزار نفر از آنان را كشت و آنگاه بود كه خون سر يحيى فرو نشست . « 3 »
--> ( 1 ) . علل الشرايع ج 1 ص 100 . ( 2 ) . بحار الانوار ج 14 ص 179 . ( 3 ) . قصص راوندى ص 217 تا ص 219 .